محمد حسين بن مهدى فراهانى
12
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
[ ساختهاند ] كه صدر اعظم مرحوم تصرف كرد ساخته و شاه آباد نام گذاشتهاند . و آبش از همان آب حسين آباد است و گاهى از رودخانهء كن هم آب از آنجا عبور مىكند و آبانبارى [ را ] كه در آنجا است پر مىكنند . چون آب معينى در اين ميهمانخانه نيست بدين واسطه گلكارى و باغچه و درختى ندارد . و ميهمانخانه مشتمل بر چهار اطاق و يك انبار به جهت اشياء فروشى و يك آشپزخانه و يك قهوهخانه و بقالى است و يك محوطهء بزرگى هم طويله و بهاربند است كه اطراف آن بهاربند انبار كاه و يونجه و طويله و انبار جاى اسباب ترانتاس است . اسب و عملجات ميهمانخانه تحقيقا معلوم نشد ، گفتند در اينجا بيست و چهار اسب بستهاند و يك نايب و دو اطاق دارد و يك آشپز و شش نفر عملهء طويله ، از مهتر و سورچى دارد . و اجزا از ماهى پنج تومان الى ماهى دو تومان مواجب مى - گيرند و دو نفر قهوهچى و بقال در آنجا هستند كه مواجب ندارند و به جهت خودشان كسب مىكنند . و در اين ميهمانخانه تا اسب عوض كردند قدرى طول كشيد ، بيكارى زورآور گرديد ، قلم مدادى برداشتم و اين چند شعر انشاد كرده و نگاشتم : از حضر سوى سفر بايد رفت * يعنى از خويش بدر بايد رفت اين قدم نيست سزاوار وصال * به در دوست به سر بايد رفت چند پوئيم پى بىصبران * در پى اهل نظر بايد رفت رفت بايد بر آن مهر عذار * ليك با ديدهء تر بايد رفت پى ديدار بشو مرحله گرد * از گذر تا به گذر بايد رفت نيست خالى ز رقيبان چو درش * تيره شب گاه سحر بايد رفت رنگ و بو قوت و قوتى ندهد * از پى مغز و ثمر بايد رفت خبرى هست و ز ما پنهان است * پى افشاى خبر بايد رفت چند ازين رنج و ازين كنج خراب * به سر گنج گهر بايد رفت رفت بايد به بدخشان پى لعل * ليك با خون جگر بايد رفت نيست در شهر خريدار هنر * سوى اقليم دگر بايد رفت گلبنا خار گرفته پايت * زين چمن زود بدر بايد رفت از مهمانخانهء شاه آباد به حصارك « 7 » مىرود و چهار فرسخ است . دو فرسخ كه
--> ( 7 ) - ده از دهستان حومهء شهرستان كرج . 9 كيلومترى غرب كرج و كنار راه كرج - قزوين ( فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 1 ، ص 72 ) .